آیا در تدوین فیلم می بایست لزوماً از اصول و قواعد خاصی پیروی کرد؟

مقاله هنری؛ غلامرضا خسروی؛  امروزه تدوین فیلم را در هر مرکز آموزشی بر اساس اصول و قواعد تعریف شده آموزش می دهند. حال با توجه به اینکه تدوین فیلم در زیر مجموعه هنر قرار دارد و هنر را نمی توان در چارچوب قاعده و قانون خاصی قرار داد، چگونه می شود تدوین فیلم را بر اساس قواعد و اصول خاصی انجام داد؟
۲۸ شهریور ۱۴۰۵ بازدید: ۵۸ زمان مطالعه: ۱ دقیقه

مقاله هنری
آیا در تدوین فیلم می بایست لزوماً از اصول و قواعد خاصی پیروی کرد؟
امروزه تدوین فیلم را در هر مرکز آموزشی بر اساس اصول و قواعد تعریف شده آموزش می دهند. حال با توجه به اینکه تدوین فیلم در زیر مجموعه هنر قرار دارد و هنر را نمی توان در چارچوب قاعده و قانون خاصی قرار داد، چگونه می شود تدوین فیلم را بر اساس قواعد و اصول خاصی انجام داد؟

هدف از این مقاله پاسخ به این سوال است که آیا در تدوین فیلم می بایست لزوماً از اصول و قواعد خاصی پیروی کرد؟
با بررسی یک زمینه علمی چون ریاضیات میتوان دریافت که برای حل یک معادله ریاضی می بایست بر اساس اصولی خاص یا روش معلوم و فرمول های تعیین شده ای پیش رفت تا آن معادله حل گردد. اما آیا این نوع حل مسائل در هنر نیز کاربرد دارد و هنر نیز به روش خاصی بیان می شود؟ اگر مسائل هنری به سبک علمی قابل حل کردن بود و پیرو قوانین و قواعد مخصوص به خود بودند، در نتیجه می بایست یک موضوع واحد که چند هنرمند، همزمان از آن موضوع تولید اثر می کنند، همه آثار به یک شکل و شبیه به هم باشد. مثلا در نقاشی همه نقاش ها یک موضوع واحد را به یک صورت نقاشی می کردند و تابلوها همه شبیه هم می شدند، چون در علم به هر صورت که یک معادله یا مسئله حل گردد، در نهایت جواب یکی خواهد بود. اما در واقع در هنر این گونه نیست و هنر از درون انسان بر می خیزد و هر کسی می تواند به شیوه و سبک هنری خود موضوعی را بیان نماید و آثاری متفاوت از دیگران خلق نماید، به نحوی که آثار، متفاوت ولی پیام کلی در همه آثار نهفته و یکسان خواهد شد.

تدوین فیلم از قوانین هنر پیروی می کند
تدوین فیلم آخرین مرحله در پروسه فیلمسازی است که در زیر مجموعه هنر قرار دارد. لذا از این امر مستثنی نیست و همانطور که هنر نتیجه ثابتی ندارد، در تدوین نیز نتایج متفاوتی بدست خواهد آمد. زمانی که تعدادی تصاویر ضبط شده مشخص و یکسان به چند تدوینگر داده شود، پس از تدوین مشخص خواهد شد که هر کس به گونه خود عمل کرده و در نهایت هر فرد، فیلمی با نتیجه متفاوتی ارائه خواهد داد. اگر تدوین فیلم لزوماً بر اساس قواعد خاصی پیش می رفت فیلم های چون داگ ویل هرگز تولید نمی شد که برخی از اصولی ترین مفاهیم تدوین همچون تداوم در تدوین را زیر سوال ببرد. اما از طرف دیگر، بی دقتی به قواعد تدوین فیلم نیز می تواند یک فیلم را کلاً نابود نماید.

خط فرضی را در نظر بگیرید.
یکی از قواعد فیلمسازی در تولید فیلم و کارگردانی حفظ خط فرضی یا قانون ١٨٠ است. شکستن این خط در فیلمسازی باعث گیج کردن مخاطب و بیننده خواهد شد، به گونه ای که در او ایجاد تنش و بهم ریختگی می نماید و این یک اصل در کارگردانی است که تقریباً همه کارگردان ها آن را در فیلم هایشان در نظر می گیرند، اما همین اصل را می توان در جهت زیبا کردن و جذاب نمودن صحنه های پرتنش فیلم به صورت عمدی شکست و بر خلاف آن در جاهایی که نیاز به تنش و هیجان می باشد با نادیده گرفتن این قانون، فیلم را قوی تر و بهتر ساخت. در تدوین فیلم نیز می توان به همین صورت عمل کرد. استفاده از قواعد تدوین اگرچه باعث یکدست شدن فیلم و هدایت مخاطب به سمت جلو خواهد شد اما خلاقیت و ذهن هنری تدوینگر می تواند در جاهای لازم این قواعد را نادیده بگیرد و برخلاف آنچه می بایست انجام دهد در جهت خلق صحنه ای زیبا عمل نماید. به طور مثال در تدوین فیلم، صدا و تصویر در پایان یک پلان یا صحنه باید با هم قطع و به نمای دیگر برود ولی در بعضی جاها نیاز به این است که تصویر قطع و صدا همچنان ادامه یابد و یا بر عکس صدا قطع و تصویر ادامه یابد تا ذهن مخاطب خیلی بهتر به دریافت و هضم تغییر از یک نما به نمای دیگر بپردازد. در نظر بگیرید یک نفر در پشت پنجره بیرون را نگاه می کند و قرار است نما در همین جا کات خورده و یا صحنه به پایان برسد. یک تدوینگر می تواند در همین جا صدا و تصویر را پایان دهد و یک تدوینگر خلاق می تواند صدای صحنه یا نمای بعد را پیشاپیش بر روی نمای نگاه کردن فرد به بیرون بکشاند و ذهن مخاطب را برای رفتن و درک نمای بعد آماده سازد.

شکستن قواعد، خود باعث تولید قاعده جدید می گردد
هر زمان که یک تدوینگر یک نوآوری جدید در کارش انجام دهد اگرچه شاید در ابتدا با مخالفت روبرو گردد اما به مرور عده ای دیگر آن کار را انجام خواهند داد و آرام آرام تبدیل به یک تکنیک خواهد شد. پس خلاقیت و نوآوری یک تدوینگر می تواند منجر به ایجاد یک تکنیک یا قانونی در تدوین گردد.

نتیجه:

همیشه نظم و بی نظمی در کنار یکدیگر قرار دارند. قواعد و اصول تدوین نیز می بایست در کنار عدم استفاده از آنها در زمان های مورد نیاز به کار گرفته شود. اگر چه یک فیلم خوب با یک تدوین خوب، مخاطب را جذب خواهد کرد ولی لزوماً استفاده از اصول و قوانین، به زیبایی یک فیلم کمک نمی کند و گاهی منجر به خشک و بی روح شدن یک فیلم خواهد شد و چه بسا عدم رعایت برخی اصول در لحظه مناسب خود و در جایی که تدوینگر احساس می کند به جذابیت فیلم کمک می کند باعث انعطاف در فیلم و زیباتر شدن آن گردد. در تدوین فیلم نباید از راه مشخص و قواعد معینی پیروی نمود و مانند یک ربات عمل کرد بلکه تدوینگر باید بر اساس نوع فیلم و آنچه که قرار است به مخاطب بفهماند و نیز درکی که از فیلم در ذهن خود ایجاد کرده است به همراه دستور العمل هایی که میتواند همراه با خلاقیت و ذوق هنری باشد، تدوین فیلم را انجام تا اثری همراه با نوآوری، خلاقیت تولید و برای مخاطب لذت بخش و تاثیرگذار باشد.

غلامرضا خسروی
نویسنده و فیلمساز

لینک خبر کپی شد.